اینجا نارنگیس رو می‌خونید.

سلام خوش آمدید

از میم متنفرم

سه شنبه, ۵ شهریور ۱۴۰۴، ۰۳:۲۷ ب.ظ

کی گفته من باید با میم دوست باشم؟ کی گفته هنوز باید دوستش داشته باشم؟ من از میم متنفرمممممم

یه آدم بی رحم، آدمی که توی ۳۰ سالگی تازه یهو شک کرده که کیه. اونقدر بی رحمانه با من رفتار کرد یکی دوماه پیش که باورم نمیشه یه روز دوستم داشته. میم من رو شکست، قلبم رو تیکه تیکه کرد. میم حتی قلب منو کشت. دیگه برام مهم نیست.

فقط دیشب برای یکی دوساعت انگار نبودش رو حس کردم. یهو احساس کردم که تنها ترین و بی پناه ترین آدم دنیام. من ازش متنفرم و از نبودش ترس ورم داشت.

میم حتی از من عذرخواهی نکرد...

من دیگه حتی حاضر نیستم ببینمش. هفته دیگه از نیویورک میره. میره کالیفرنیا. کارش شروع میشه. قبلش میاد خونه ی من که بقیه وسیله هاشو ببره، و من حتی اونجا هم حاضر نیستم ببینمش. از خونه میرم وقتی قراره بیاد اینجا. اون لیاقت نداره حتی منو ببینه.

  • نارنگیس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اینجا نارنگیس رو می‌خونید.

اینجا از احساساتی می‌نویسم که بدون آنکه بروز پیدا کنند، در من حل می‌شوند. اینجا جایگاه تمام اتفاقات قشنگ، زشت، غمگین، و یا شادی است که بدون آنکه از آن ها صحبتی شود، در قبرستان خاطرات خاک می‌شوند. اینجا هر چه نوشته می‌شود از دل برمی‌آید... برای همین است که جای مهمی برای من است.

آخرین مطالب