انتظار انسان را پیر میکند. مخصوصا زمانی که منتظر رحم و مروت از طرف کسی هستی که خیلی نسبت به تو بیمهر کرده، آن هم درحالی که برای تو عزیزترین است. احساس میکنم دارم پیر میشوم. اگر روزی از کاری که با من میکند پشیمان هم بشود نمیتوانم این اتفاق را فراموش کنم. نه اینکه کینهای به دل بگیرم، فقط بر عمق وجودم زخمهای درحال شکل گیری است که حتی اگر خوب شوند جایشان تاابد میماند.
ر نون میگوید انسان نباید رابطهای که آزارش میدهد را تحمل کند. راستش را بخواهی به حرفش خیلی فکر کردم، اما این چیزی نیست که در حال حاضر خیلی به اوضاع من ربط داشته باشد. میم گاف ضربهی بزرگی خورده و یک جور هایی حق دارد اگر هیچ مهری در قلبش باقی نماند. شاید حق دارد اگر قلبش از سنگ بشود. اما در این بحبوحه من دارم شکنجهی بدی میشوم.
عطرش را که آن روزهای خوب میزد را از توی کشو درمیآورم و بو میکنم. فقط درد میکشم.
- ۲ نظر
- ۰۱ آذر ۹۹ ، ۲۰:۵۱